تبليغاتX
سنگ صـــــــــــــــــــــبور

سنگ صـــــــــــــــــــــبور

مکتب

امروز دانستم .نه تو آن بودی که گمان میبردم

نه من آن که به خود نوید میدادم

امروز دانستم .زندگی ان نیست که من در پی آن بودم

زندگی نان خشک در آب زدنو خوردن نیست

گذشت ان زمان که میگفتند زندگی دو روز است

امروز زاده شده ایم .فردا از زاده شدن خود دل گیر

فردا میزاییمو خوشحال که زاییده ای را بی رضای خود به دنیا اورده ایم.

نتیجه این همه زاییدنو موردن چیست؟

زندگی مکتب استو معلمش عشق. مشق شبش گریه استو .تنبیهش جدایی..

سهم ما از مکتبخانه جدایی بود.

باشد تا روزی معنی عشق را به جهانیان بفهمانیم.

فردا

امروز که پیش منی بهم میگی دوسم داری ..

تو سکوت لحظه ها باز منو تنها میزاری

چرا صدام نمیکنی چرا بهم بد میکنی

اون دور دورا وایسادیو به اون اشاره میکنی

بهش میگی دوسش داری جز اون کسی رو نداری

داد میزنم نمیشنوی پا میکوبم نمیبینی

داره باورم میشه جز اون کسی رو نداری

امروز همون دیروزی بود که بهم گفتی دوسم داری

دیدی دروغ گفتی تو که دل نداری

من میرمو خیالم راهته که تو دیگه فردایی نداری......

باشد تا روزی معنی عشق را به جهانیان بفهمانیم

جاده

حراسانو شتابان در میان کوچه های دل تنگی

زمزمه ای در گوش من میگوید در پی کیستی؟

گفتم نمیدانم

شاید یک سایه .شاید یک عکس شاید یک چهره

شاید به دنبال خودم باشم

به خودم میگوییم رفتن رسیدن است

آری باید رفت

اما به کجا؟ کجاست سوی یار؟ کجاست توشه راه

هر طلوع خورشید به خود میگوییم امروز آخرین روز رفتن و

این جاده اخرین راه

دیگر باورم شد بخت من همانند جاده ها بی پایانو سیاه است.

باشد تا روزی معنی عشق را به جهانیان بفهمانیم

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 19:41  توسط پدرام  | 

دوستت دارم

دوستت دارم به اندازه دوست داشتنی ترین لحظه با تو بودن

دوستت دارم تا با دوستی وعشق زنده بمانیمو زندگی ببخشیم

دوستتت دارم تا زمانی که دوستیمان را به هستیمان ترجیح دهی

دوستت دارم برای ان لحظه که نوشتی تقدیم به تو که عزیز ترینی

دوستت دارم تا با دست نوشته های تو زندگی کنم.

باشد تا روزی معنی عشق را به جهانیان بفهمانیم...

 

مکتب

امروز دانستم .نه تو آن بودی که گمان میبردم

نه من آن که به خود نوید میدادم

امروز دانستم .زندگی ان نیست که من در پی آن بودم

زندگی نان خشک در آب زدنو خوردن نیست

گذشت ان زمان که میگفتند زندگی دو روز است

امروز زاده شده ایم .فردا از زاده شدن خود دل گیر

فردا میزاییمو خوشحال که زاییده ای را بی رضای خود به دنیا اورده ایم.

نتیجه این همه زاییدنو موردن چیست؟

زندگی مکتب استو معلمش عشق. مشق شبش گریه استو .تنبیهش جدایی..

سهم ما از مکتبخانه جدایی بود.

باشد تا روزی معنی عشق را به جهانیان بفهمانیم.

 

فردا

امروز که پیش منی بهم میگی دوسم داری ..

تو سکوت لحظه ها باز منو تنها میزاری

چرا صدام نمیکنی چرا بهم بد میکنی

اون دور دورا وایسادیو به اون اشاره میکنی

بهش میگی دوسش داری جز اون کسی رو نداری

داد میزنم نمیشنوی پا میکوبم نمیبینی

داره باورم میشه جز اون کسی رو نداری

امروز همون دیروزی بود که بهم گفتی دوسم داری

دیدی دروغ گفتی تو که دل نداری

من میرمو خیالم راهته که تو دیگه فردایی نداری......

باشد تا روزی معنی عشق را به جهانیان بفهمانیم

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 14:21  توسط پدرام  | 

سنگ صبور

به دیدارم بیا ای دوست که دل ما خانه خرابی بیش نیست

این خانه جان پناه دل درویشی بیش نیست

دل ما ما مهفل دوست است ای عاشقان

دل ما سنگ صبور است ای دوستان

سنگ صبور ما دل ماست و دل ما سنگ صبور ما

کس نداند راز دل ما ووسنگ صبور ما

خدایا دل عاشقان را سنگ صبورشان کن

تا مجبور نباشند در پی سنگ صبورشان از هر بی سروپایی طلب یاری کنند

باشد تا روزی معنی عشق را به جهانیان بفهمانیم.

سکوت

خیابون سردو سرده کسی بیرون نیست.منمو تنهایوو یه شب بیکران

خیابون سرده من موندمو سدای پاهام تو سکوت بغض آلود شب ..

من موندمو یه سکوت عالم گیر که برای شکستنش هیچ کسی قدم ور نمیداره

سکوتی که داره منو با خودش به یغما میبره .سکوتی که با تاریکی هم پیمان شدن

سکوتی که از هزاران فریاد رو تو گلو خفه کرده .

آه سوکت سکوت سکوت ساعتها میگذرد

عقربه های ساعت انگار دارن دنبال هم دیگه میدوون.تا بببینن کدومشون زود تر به خونشون میرسه

کسی میدونه عقربه های ساعت منزلگاه آخرشون کجاست؟

کسی میدونه عقربه های ساعت چرا باید همیشه دنبال هم دیگه باشن؟

یعنی چی که همش باید در حال چرخش باشن؟

ساعتها با دقیقه هاش و ثانیه هاش میگزرن ..هوا روشن شده ..تکوتوک صدای پای آدم ها هم داره زیاد میشه

هوا داره روشن میشه تاریکی وسکوت از ترس روشنایی منو رها میکنن و فرار میکنن

خدا رو شکر یک روز دیگه هم زنده میمونیم ، ولی...............................

 باشد تا روزی معنی عشق را به جهانیان بفهمانیم.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 21:43  توسط پدرام  | 

دل نوشته

دورم از تو

دورم از تو اما در کنج خلوت خود

همچنان در کاوش خاطرات مچاله شده تو

دورم از تو اما آموخته شده درس عشق

دورم از تو اما سر بلند از امتحان درس عشق

دورم از تو اما سر بلند از مکتب عشق

دورم از تو اماخاطرجم که فراق تو روزی به قیامت خواهد رسید

دورم از تو اما بدان دل خوش که سایه عشق تو روزی سایبان خاطراتم میشود

باشد تا روزی معنی عشق را به جهانیان بفهمانیم .

 

چقدر سخته خاطره چشمان سیاه تو رو از یاد بردن

چقدر سخته فراموش کنی که روزی قطره اشکی به خاطر تو ازهمون چشم جاری شده

چقدر سخته فراموش کنی که نگاهی هنوز چشم به راه رسیدنت باشه

چقدر سخته چشمای عاشقی رو از روی خود خواهی از دیدین چشمی که چشمه وجودشه محروم کنی

چقدر سخته شنیدن ققحه خنده در حالی که داری از شدت خشم به خودت میپیچی

چقدر سخته عشقت رو ببینی ولی حتا نتونی بگی سلام.

چقدر سخته هر شب با خیال اون به خواب بری

چقدر سخته توخواب باها باشی ولی تو بیداری رسیدن بهش یه آرزوی محال بیشتر نباشه

چقدر سخته عشق رو تو لباس سفید بختی ببینی و خودت تو خاکستر زندگی دستو پا بزنی

چقدر سخته مثل طفل دستو پا به زمین بکوبی ولی کسی نباشه که از زمین بلندت کنه

ولی زندگی یادم داد تا سخت باشم به سختی سنگ تا عشق نتونه تو من آب راه درست کنه

زندگی یادم داد تا آب باشم تا بتونم تو سختی زندگی آبراه درست کنم

اما آب بودن زلالی میخاد ..ما که مردش نبودیم

باشد تا روزی معنی عشق را به جهانیان بفهمانیم..

 خیلی چیزا

خیلی چیزا بود که نتونستم بهت بگم ..

خیلی چیزا بود که وقتی تو چشمام تنگاه میکردی به خاطر این که یه وقت ناراحت نشی جرئت گفتنش رو نداشتم ..

گل من یه چیز رو یادت باشه .هر وقت بارون مییاره وهر وقت قطرات بارون رو دیدی ..

دستت رو دراز کن نترس اون بارون نیست ..اون قطره قطره وجود منه که داره از دوری تو آب میشه و میباره ..

دستاات رو بگیر زیرش تا بوسه به دستات بزنم

صورتت رو بگیر رو به بالا تا آرزوی دیرینه بوسیدنت برای من یه آرزو نباشه

گل من دارم روزها رو دور از تو ولی به بهانه تو سپری میکنم

این مهم نیست که بین ما فاصله وجود داره مهم دل ادمهاست که یکی باشه

تا حالا شنیدی میگن یه روح در دو جسم ؟

گل من آرزوی منه که یه روح باشیم در یک جسم ..به امید آن روز

باشد تا روزی معنی عشق را به جهانیان بفهمانییم...

 

رنگ عشق

کی میدونی عشق چه رنگیه؟ کی میدونه عشق چیه؟

کسی هست بدونه دل به چی میگن؟ کی هست بدونه دل سوزوندن یعنی چی؟

کسی هست بدونه وقتی میگی دلم برات تنک شده یعنی چی؟

کسی هست بدونه وقتی دلت داره داد میزنه ولی گوشی نیست ککه صداشو بشنوه یعنی چی؟

کسی هست بدونه التماس دل برای عشق یعنی چی؟

دلی هست که تا حالا عشق رو ازدلی التماس کرده باشه؟

گوشی هست که تا حالا صدای قلبش رو شنیده باشه؟

دلی بین ما هست که تا حالا دلی به دست آورده باشه؟

دلی بین ماهست که تا حالا به التماس دلی جواب داده باشه؟

پــــــــــــــــــــــــــــــــــــس دل به چه دردی میخوره؟

باشد تا روزی معنی عشق را به جهانین بفهمانیم.

بارون

امروز از اون روزها بود

از اون روزای باروونی . از اون روزهای عشق بازی آسموون

چه خوب میشد آسمون ما رو هم تو بازیش شریک میکرد

شاید لایق نیستیم که این طوری خارو زار رو زمین خدا افتادیم

چی میشد میتونستیم پیش ابرها باشم

چی میشد تو شب مهتابی کنار پنجره اتاق دوست .مینشستیم

چی میشد با عشقت تو آسمون پروزا میکردی

پروازپرواز پراوز تا سرزمین رویا ها

دست در دست عشق تو قرمزی غروب خورشید رو به افق بال میزدیم

و با هم کلبه آرزوهامون رو روشن میردیم . بدون هیچ دغدغه ای ..

کاش خدا این قدرت خیال پردازی رو از آدم میگرفت...................

باشد تا روزی معنی عشق را به جهانیان بفهمانیم.

بازگشت

به نظر شما جالب نیست ؟

تا وقتی هست قدرش رو نمیدونی به خیالت که برای همیشه اومده ..

به این فکر نمیکنی که هر اومدنی یه رفتنی داره ..

به این فکر نیستیم که اگه در قفس باز بشه مرغ از قفس میپره

به این فکر نمیکنیم که عشق هم مثل پرنده میمونه ..

هر باغی سبز تر باشه تو اون آشیان میکنه..

همه عاشقها خیلی راهت با هم آشنا میشن وراهت تر از اون با یه حرکت ساده مرغ عشقشون رو از قفس دل پر میدن

و یک عمر غصه مرغ از قفس پریدشون رو میخورن

ولی به نظر شما مرغ از قفس پریده به قفس برمیگرده؟

یا چینیه شکسته درست میشه؟

تو کوچه صدای یه مرد میاد داره داد میزنه چینی شکسته بند میزنیم ..

اون مرد شکسته بنده .بی اختیار داد میزنم آقا دل شکسته هم بند میزنی؟

باشد تا رزوی معنی عشق را به جهانیان بفهمانیم..

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 21:54  توسط پدرام  | 

دورم از تو

دورم از تو اما در کنج خلوت خود

همچنان در کاوش خاطرات مچاله شده تو

دورم از تو اما آموخته شده درس عشق

دورم از تو اما سر بلند از امتحان درس عشق

دورم از تو اما سر بلند از مکتب عشق

دورم از تو اماخاطرجم که فراق تو روزی به قیامت خواهد رسید

دورم از تو اما بدان دل خوش که سایه عشق تو روزی سایبان خاطراتم میشود

باشد تا روزی معنی عشق را به جهانیان بفهمانیم .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 21:41  توسط پدرام  | 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 1:20  توسط پدرام  | 

pedram 
+ نوشته شده در  جمعه نهم شهریور 1386ساعت 17:7  توسط پدرام  | 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 21:35  توسط پدرام  | 

عکس

<<A href="http://tinypic.com" target=_blank>IMG alt="Image and video hosting by TinyPic" src="http://i18.tinypic.com/6g2c3tz.jpg" border=0>

 

 

Image and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPic9wgmu.jpg" border=0>

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 23:28  توسط پدرام  |